پیراهن آلمان سیاسی خودکشی اردوغان اخبار بین الملل

پیراهن: آلمان سیاسی خودکشی اردوغان اخبار بین الملل

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی جزییات مذاکره سردار سلیمانی با بارزانی

نماینده اقلیم کردستان عراق در پایتخت کشور عزیزمان ایران می‌گوید آقای قاسم سلیمانی چند جلسه شخصی و دو نفره با مردها مسعود بارزانی رئیس‌جمهوری و نیچروان بارزانی ن

جزییات مذاکره سردار سلیمانی با بارزانی

جزییات مذاکره سردار سلیمانی با بارزانی

عبارات مهم : ایران

نماینده اقلیم کردستان عراق در پایتخت کشور عزیزمان ایران می گوید آقای قاسم سلیمانی چند جلسه شخصی و دو نفره با مردها مسعود بارزانی مدیر جمهوری و نیچروان بارزانی نخست وزیر اقلیم کردستان و نیز رهبران گروه های دیگر از جمله حزب «حرکت تغییر» (گوران) برگزار کرد. در همه جلسات تأکید طرف ایرانی بر این بوده است که «شما این کار را نکنید لیکن اطلاع داریم که بعد همه علیه شما (کردستان عراق) متحد می شوند» و «ما می خواهیم به عنوان جمهوری اسلامی دستاوردهای کردهای عراق در چارچوب قانون اساسی عراق حفظ شود».

به گزارش روزنامه کشور عزیزمان ایران ؛ ایستادن بر موضع اصرار بر نتیجه همه پرسی استقلال عمر کوتاهی داشت. حالا اربیل در حالی به سمت مذاکره با دولت بغداد حرکت می کند که با پیش شرط هایی همانند ضرورت کناره گیری مسعود بارزانی از سمت مدیر جمهوری حکومت خودمختار اقلیم کردستان مواجه است.

جزییات مذاکره سردار سلیمانی با بارزانی

وضعیتی که «ناظم عمر دباغ»، نماینده اقلیم کردستان عراق در پایتخت کشور عزیزمان ایران با این گمانه زنی آن را تحلیل می کند که «برخی افراد از قبال مشاوره های اشتباه قصد داشتند رهبری حکومت اقلیم را به بحران بکشانند.» پیشمرگه کردی که حالا بعد از سال ها مبارزه جهت آرزوی بزرگ استقلال، جامه دیپلماتی واقع گرا را پوشیده است و همزمان هم دولت اقلیم و هم حزب اتحاد میهنی کردستان را در کشور عزیزمان ایران نمایندگی می کند. گفت وگوی ما با او چند روز بعد از آخرین مشورت سردار قاسم سلیمانی با مقامات اربیل انجام شد و دباغ در آن از نگاهش به مخالفت های کشور عزیزمان ایران با همه پرسی و ضرورت میانجیگری کشورمان جهت حل اختلاف و ایجاد اعتماد دوباره میان بغداد و اربیل سخن گفت.

قبل از برگزاری همه پرسی استقلال اقلیم، مخالفت های جدی از سوی کشور عزیزمان ایران و ترکیه مطرح شد. ارزیابی تان از این مخالفت ها و تفاوت رویکرد دو کشور نسبت به این عنوان چه بود؟

باید سؤال تان را تصحیح کنم؛ ایران، ترکیه و کشورهای دیگر مخالفت هایی با انجام همه پرسی مطرح کردند. علاوه بر کشور عزیزمان ایران و ترکیه، کشورهای اروپایی، امریکا و روسیه نیز تأکیدشان بر این بود که رفراندوم انجام نشود. منتها بعضی کشورها از اساس با آن مخالفت می کردند و بعضی دیگر خواهان تعویق همه پرسی بودند، ولی نقطه یکسان همه این مخالفت ها حفظ وحدت عراق و پایبندی به قانون اساسی عراق بود. من این را قبلاً هم گفته ام و باز هم خواهم گفت؛ با تجربه و شناختی که دارم جمهوری اسلامی کشور عزیزمان ایران شفافیت و صداقت بیشتری نسبت به دیگران داشت.

نماینده اقلیم کردستان عراق در پایتخت کشور عزیزمان ایران می‌گوید آقای قاسم سلیمانی چند جلسه شخصی و دو نفره با مردها مسعود بارزانی رئیس‌جمهوری و نیچروان بارزانی ن

ایران از روز اول به صراحت اعلام کرد که با برگزاری همه پرسی مخالف است و در عین حال اعلام کرد که آمادگی دارد در چارچوب قانون اساسی عراق از حقوق مردم اقلیم کردستان و حفظ وحدت عراق دفاع کند. این موضع را ما در امتداد نقش و حمایت برادرانه و دوستانه ای ارزیابی کردیم که کشور عزیزمان ایران در سال های گذشته نسبت به کردستان عراق ایفا می کرد. حمایت کشور عزیزمان ایران از کردهای عراق در برابر کارها رژیم بعث صدام و نیز در جنگ برابر داعش فراموش مان نمی شود. بنابراین جهت ما موضع کشور عزیزمان ایران از موضع دیگر کشورها متفاوت است.

من به طور مشخص سؤالم را بر دوکشور کشور عزیزمان ایران و ترکیه متمرکز کردم لیکن این دو کشوری هستند که مرزهای مشترکی با اقلیم کردستان دارند و به همین علت می توانستند مؤثرتر باشند. مدیر جمهوری ترکیه در موضع گیری هایش تلاش داشت از همراهی و اشتراک نظر کامل پایتخت کشور عزیزمان ایران و آنکارا در قبال اربیل و همه پرسی سخن بگوید. آیا واقعاً در نظر شما مواضع دو کشور یکسان بود؟

شاید آقای اردوغان به خاطر منفعت و توافق های بلند مدت اقتصادی که با اقلیم کردستان داشت از اعلام و ابلاغ موضع گیری رسمی خودش خودداری می کرد. ولی من هر لحظه می گفتم در بعضی شرایطی که ممکن است در آینده پیش بیاید، موضع گیری ایران، ترکیه و عراق یکسان می شود. ولی روال اجرایی آن موضع گیری در ترکیه و کشور عزیزمان ایران تفاوت داشت. چنانچه شاهد بودیم کشور عزیزمان ایران مرزش با اقلیم را بست ولی ترکیه نبست.

ما در طول تاریخ با کشور عزیزمان ایران مشترکات نژادی و فرهنگی بیشتری داشته ایم. در حالی که رابطه ما با ترک ها این طور نیست. کشور عزیزمان ایران چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن جهت جنبش آزادیخواه کرد همکار و پشتیبان بود. درجنگ کشور عزیزمان ایران و عراق، بمباران شیمیایی حلبچه و بعد از کوچ و آوارگی اضطراری که کشور عزیزمان ایران مرزهای خود را به روی مردمان کرد عراق باز کرد ما شاهد همکاری و حمایت حکومت کشور عزیزمان ایران بوده ایم. اینها نشان می دهد که در طول سال ها روابط صمیمی میان کردها و جمهوری اسلامی کشور عزیزمان ایران وجود داشت. کشور عزیزمان ایران نخستین کشوری بود که بعد از تأسیس فدرالیته اقلیم کردستان کنسولگری خود در اقلیم را رسماً افتتاح کرد. همچنین در جنگ با داعش این مشاورین نظامی کشور عزیزمان ایران بودند که در نخستین روزها جهت کمک رسیدند.

جزییات مذاکره سردار سلیمانی با بارزانی

حمایتی که به مقاومت در برابر داعش و آزادسازی مناطق اشغال شده است به وسیله تروریست ها منجر شد. متأسفانه سیاستمداران کرد در بعضی شرایط چندان توصیه ها و توضیحات مقام های ایرانی راجع به همه پرسی و بویژه مخالفت آنها با برگزاری همه پرسی در کرکوک را درک نکردند. ملاحظاتی که نظر مرحوم جلال طالبانی را به یادم می آورد که می گفت «ماجرای کرکوک مانند جراحی مغز انسان است که باید جراح مراقب باشد به فلج کردن بیمار منتهی نشود». همین طور هم شد و در چند روز اخیر دیدیم که شرایط طوری شد که بغداد با پشتیبانی همه کشورها و بویژه با پشتیبانی امریکا به مناطق عنوان ماده ۱۴۰ که کرکوک را هم مشمول بر می شد برگشت.

کرکوک قلب اقتصادی بود که به نظر می رسید حکومت اقلیم جهت گذار به مرحله استقلال نگاه خاص ای به منابع نفتی آن داشته هست. در شرایطی که احتمال تحریم از سوی کشورهای پیرامونی مطرح بود آینده نگری دولتمردان اقلیم راجع به مدیریت بحران اقتصادی احتمالی چه بود؟

نماینده اقلیم کردستان عراق در پایتخت کشور عزیزمان ایران می‌گوید آقای قاسم سلیمانی چند جلسه شخصی و دو نفره با مردها مسعود بارزانی رئیس‌جمهوری و نیچروان بارزانی ن

حتماً رهبران کرد آنقدر هوشمندی داشته اند که به چنین پرسشها و بحران هایی که بعد از همه پرسی یا استقلال پیش می آمد فکر کنند. ولی به نظرم مشاوره ها و مشورت هایی که به آقای مسعود بارزانی در این باره داده شد، بعضاً اشتباه بود. حتی به باور من بعضی افراد از قبال این مشاوره های اشتباه قصد داشتند رهبری حکومت اقلیم را به این بحران بکشانند. بحرانی که با بهانه دادن به دست همپیمانان و دولت بغداد و اجبار اقلیم به عقب نشینی از مناطق مورد اختلاف مانند کرکوک، دیاله و صلاح الدین شکل گرفته هست. در این ماجرا مشخص شد ما نتوانستیم از حمایت کشورهایی که قول هایی جهت حمایت داده بودند برخوردار شویم. در حالی که کشور عزیزمان ایران از روز اول اعلام کرد که اگر همه پرسی را برگزار کردید، توقع همکاری و پشتیبانی از ما نداشته باشید.

حتماً جز این هشدارها مشورت هایی هم در بین بوده است که آخرین اش را چند روز پیش با سفر سردار قاسم سلیمانی به اربیل شاهد بودیم. از مشورت های پیش از برگزاری همه پرسی برایمان بگویید. در چه سطحی و با چه رویکردی برگزار شد؟

من شاید صلاح نبینم که همه مسائلی را که تا به حال مطرح شده است را در اینجا مطرح کنم. ولی همین قدر بگویم که تا آخرین لحظات قبل از شروع همه پرسی دیدارهای زیادی انجام شد. هیأت جمهوری اسلامی کشور عزیزمان ایران تا روز برگزاری همه پرسی شاید نزدیک به ۷۰تا ۸۰ جلسه با کل گروه ها و احزاب دیدار و مشورت کردند.

جزییات مذاکره سردار سلیمانی با بارزانی

یعنی هیأت های دیپلماتیک کشور عزیزمان ایران رسماً به اربیل سفر داشتند؟

نه، جلسات هیأت های محلی با ریاست خود آقای سلیمانی انجام شد. آقای سلیمانی همچنین چند جلسه شخصی و دو نفره با مردها مسعود بارزانی مدیر جمهوری و نیچروان بارزانی نخست وزیر اقلیم کردستان و نیز رهبران گروه های دیگر از جمله حزب «حرکت تغییر» (گوران) برگزار کرد. در همه جلسات تأکید طرف ایرانی بر این بوده است که «شما این کار را نکنید لیکن اطلاع داریم که بعد همه علیه شما (کردستان عراق) متحد می شوند» و «ما می خواهیم به عنوان جمهوری اسلامی دستاوردهای کردهای عراق در چارچوب قانون اساسی عراق حفظ شود». حتی من خودم در این پرسشها شاهدم.

در یکی از خبر هایی که به من داده شد خود آقای سلیمانی گفتند که ما آمادگی کامل داریم تا در چارچوب قانون اساسی عراق و وحدت عراق از حقوق شما حمایت کنیم تا برسد به اجرای ماده ۱۴۰». خب این خبر واضح بود. ولی خیلی پرسشها دیگر شد که نتیجه اش به این رسید که حالا ما به دنبال این هستیم که جنگ و دعوا متوقف شود و چنانکه شاهد بودید حکومت اقلیم کردستان پاسخ مثبتی به درخواست آقای حیدرالعبادی داد و جهت مذاکره اعلام آمادگی کرد. من شخصاً امیدوار بودم که رهبری سیاسی کردستان دچار این اشتباه نمی ­شد؛ ولی حالا که این کار شده است است باز خوشحالیم که هر لحظه کردها خواهان صلح بوده اند و امروز تأکیدشان این است که از راه مذاکره به نتیجه برسیم که پرسشها حل شود و مردم کرد آسیب نبینند.

با آنچه گفتید می توان حدس زد که در آخرین سفر سلیمانی به اربیل نیز چه مباحثی مطرح شده است ولی سؤال این است که چه شاخصه هایی در او وجود داشته است که به عنوان یک فرمانده ارشد نظامی این نقش دیپلماتیک را ایفا می کند و از سوی مقامات کردستان عراق نیز پذیرفته می شود؟

من شخصه به آقای سلیمانی خیلی علاقه مندم و در رابطه پرسشها سیاسی اقلیم کردستان از گذشته تا به امروز شخصاً با ایشان ارتباط داشته ام و در شخصیت او فقط وجه نظامی اش را نمی بینم. دیپلماسی در ذهنیت و شخصیت ایشان جریان دارد. او از گذشته با گروه های کرد رابطه داشت. سال ۱۹۹۱ میلادی که قیام شد، من نماینده طالبانی در کشور عزیزمان ایران بودم و همراه هیأتی به دیدار ایشان رفتیم. در جریان بودم که سلیمانی روابط خیلی خیلی نزدیک و صمیمانه ای با آقای طالبانی داشت. البته با دیگر رهبران کرد ازجمله مردها مسعود و نیچروان بارزانی نیز رابطه داشت.

نه به عنوان یک نظامی بلکه به عنوان یک مشاور سیاسی در حوزه خاورمیانه نقش مثبتی در رابطه میان جمهوری اسلامی و منطقه و حل پرسشها سیاسی و نظامی ایفا می کرد. آنقدر اعتماد به ایشان است که می تواند اثر گذار باشد. به نظر من اعتماد به نفس سلیمانی و توانایی او می توانست باعث شود که پرسشها از کردستان عراق دور شود ولی متأسفانه از ظرفیت های ایشان استفاده نشد.

گمانه زنی های متعددی در مورد نقش امریکا و اسرائیل در ترغیب مقام های اربیل به برگزاری همه پرسی مطرح می شد. گمانه هایی که با دیدن پرچم رژیم اسرائیل در دست تعدادی از مردم اقلیم کردستان تقویت شد. واقعیت چه بود؟

من راجع به اسرئیل قبلاً نظرات خودم را گفته ام. اسرائیل منفعت و مصلحت خودش را در منطقه و نیز در اقلیم دارد. اغلب ما کردها خطر اعلام پشتیبانی اسرائیل از همه پرسی را درک می کردیم لیکن می دانستیم اگرچه کشورهایی مانند مصر، اردن یا قطر در تل آویو سفارت دارند ولی چنین حمایتی باعث اختلاف اعراب و مسلمانان با کردها از هر مذهبی می شد. با این حال بعضی مشاوران رهبران کرد اشتباهاً تصور می کردند که می شود اسرائیل از استقلال کردستان حمایت کند. کما اینکه موضع گیری های متناقض نتانیاهو راجع به همه پرسی و اشتباه بودن آن آینده نگری را نشان داد.به قول آقای طالبانی شاید بشود تاریخ را جعل کرد و عوض کردن داد ولی این امر جهت جغرافیا ممکن نیست. جغرافیای کردستان عراق میان ایران، ترکیه، عراق و سوریه محاط شده است است.

برای تشکیل دولت کردی حداقل حمایت دو کشور از این چهار کشور مهم است اگر نه راه نفس مان بند می آید که بند آمد؛ آسمان بسته شد، مرزهای زمینی بسته شدند، عراق هم حمله کرد. من از گذشته هم اعتقاد بودم که جنگ کردها با دولت تازه عراق حتی سخت تر از جنگی است که با ارتش بعث داشتیم، لیکن تفکرات قومیت گرا در بخشی از مدیریت تازه وجود دارد و اصرار کردها بر استقلال هم تصویر العمل به همین تفکرات هست. اگر دولت بغداد پایبندی بیشتری به قانون اساسی و توافق های میان بغداد و اربیل نشان می داد شاید به این زودی یا به این روال همه پرسی انجام نمی شد. بنابراین اعتقاد دارم اگر بخواهیم استقلال پیدا کنیم اول باید با بغداد مذاکره کنیم. نمی توانیم در مذاکره با پایتخت کشور عزیزمان ایران یا آنکارا یا دمشق به این نتیجه برسیم. به همین علت راه اساسی این است که در چارچوب قانون اساسی عراق بتوانیم پرسشها خودمان را حل کنیم تا تمامیت ارضی عراق حفظ شود. ولی این خواست یک طرفه محقق نمی شود.

در پارلمان عراق انتقادات متعددی به آقای فؤاد معصوم مدیر جمهوری کرد عراق وارد شد که آیا از برگزاری همه پرسی جلوگیری نکرده هست. آقای معصوم چقدر جهت انجام این مهم امکان داشت؟

من سال ها با دکتر فواد همرزم بوده ام. ولی خب باید بگویم که او از نفوذ همتای جلال طالبانی برخوردار نبود. علاوه بر اینکه توانمندی مدیر جمهوری کرد بستگی به گروه های کردی داشت که در اقلیم از او حمایت و تبعیت می کنند که متأسفانه در وقت مدیر جمهوری آقای معصوم این شرایط از بین رفت. تسلطی که آقای طالبانی در کل عراق و نه فقط در کردستان داشت از دست رفته هست. فؤادمعصوم مردی مبارز، سیاستمدار و آرام و شایسته است ولی شرایط عوض کردن کرده است و توانایی او محدودیت داشت. او تلاش خودش را کرد. حتی به اربیل آمد و جلسه برگزار کرد، ولی در بغداد کسی منتظر او نبود. جهت همین هنگامی که به پایتخت برگشت نیروهای ارتش به کرکوک آمده بودند.

آیا همه اقوام و گروه ها در کردستان عراق با خواستی که دولت آقای بارزانی پیگیری می کرد همداستان و هم رأی بودند؟ به نظر می رسید که همه پرسی بیش از هرچیز خواست شخصی بارزانی بود تا یک اجماع جمعی…

درست است که مسعود بارزانی این روند را رهبری کرد ولی در جلسه ای که برگزار شد با وجود همه اختلاف ها تصویب شد که همه پرسی در ۲۵ سپتامبر (۳ مهر) برگزار شود. اکثریت بر سر این عنوان توافق کردند؛ جز دو گروه سیاسی، یعنی «حرکت تغییر» و «جماعت اسلامی» که آنها هم مخالف استقلال کردی و همه پرسی نبودند ولی مخالف روال و شیوه اجرای آن بودند. می گفتند آیا این تاریخ؟ آیا با عجله و آیا همه پرسی در پارلمان تصویب نشد؟ به همین علت در روز برگزاری همه پرسی من گفتم هرکسی جهت استقلال کردی رأی ندهد خیانت می کند. این حرف من به این علت بود که من کردم، بیش از ۵۰ سال مبارزه ای که کرده ام جهت رسیدن به این آرزوی بزرگ بوده است که جهت کردها دولت کردی داشته باشیم. ولی اگر از من سؤال کنید می گویم که شرایط فراهم کردن دولت کردی به قول آقای طالبانی «رؤیای شاعرانه است». من این رؤیا را دوست دارم ولی نمی توانم آن را محقق کنم بلکه می توانم مدیریتی در اقلیم اعمال کنم که مردم در امنیت و آسایش باشند.

حرفم این است که در کارها آقای بارزانی همه گروه های کرد بجز آن دو گروه مسئول اند. ولی نزدیک ۱۶ تشکل از اتحاد میهنی، حزب دموکرات، سوسیالیست و… همه موافق بودند. ولی حزب گوران و حزب جماعت اسلامی می گفتند که مقدمات این همه پرسی را باید در وحدت نیروهای کرد، وحدت نیروهای پیشمرگه، وحدت نیروهای آسایش و امنیت، فراهم آوردن اقتصاد مطمئن و آینده نگری مورد نیاز جهت گذران زندگی مردم جست و جو کرد. با وجود این مخالفت ها مدیر حرکت عوض کردن در روز همه پرسی رأی خود را بالاگرفت و گفت من به استقلال کردستان رأی می دهم ولی بقیه خودشان آزادند.

ملاعلی رهبر جماعت اسلامی و دکتر برهم صالح هم همین حرف را گفتند. من کردم، سال ها مبارزه کرده ام مگر می توانم به پیشنهاد تشکیل کشور کردی نه بگویم. ولی افراد عاقل و باهوش در پاسخ این پیشنهاد می پرسند، «چطور؟» و «دولتی که برایم تشکیل می دهی مشکلاتم را زیاد می کند یا رفاهم را؟». رهبری یک کشور باید پرسشها آینده را ببیند. متأسفانه به نظر من باید همه گروه هایی که از بارزانی حمایت کردند مجازات شوند، چه اتحاد میهنی باشد، چه دموکرات باشد. این به معنی آن نیست که کاریزمای رهبران مان را از بین ببریم ولی باید از غلط های مان درس بگیریم و به آن ادامه ندهیم. من شخصاً انتظار دارم که به سمت تشکیل یک حکومت دموکراتیک مردمی پیش برویم.

پس به نظر شما علی رغم شعارها، دموکراسی در اقلیم کردستان دچار بحران است؟

بحران بزرگی هست، لیکن اگر دموکراسی به معنای واقعی وجود داشت چند نفر در رهبری مسلط نمی شدند. مردم گناهی ندارند. هنگامی که به مردم می گویی من دولت مستقل تشکیل می دهم آنها فکر می کنند جنگ و دعوا تمام می شود و آزادی کامل می شود ولی این طور نیست. تشکیل دولت بدون پذیرش بین المللی به آزادی و امنیت و رفاه منجر نمی شود.

بغداد هم باید بداند که اگر حقوق حقه مردم فراهم نشود مبارزه ادامه خواهد یافت. کردها در طول تاریخ بسیار تلاش کرده اند و شکست خورده اند، ولی دوباره برخاسته اند. مسأله هم آرزوی بزرگ کردی نیست. مسأله تحقق حقوق شهروندی جهت کردها در عراق هست. اینکه لباس و زبان خود را داشته باشند و به علت قومیت یا مذهب ارزش از دستیابی به مناصب محروم نشوند. چنانکه آقای زنگنه به عنوان یک کرد ایرانی به علت توانمندی اش وزیر شده است هست. مسأله من جغرافیا نیست. چنانکه در اتحادیه اروپا مرز بی معنا شده است است و شما فقط با عوض کردن کد تلفن تان متوجه می شوید که وارد کشور دیگری شده است اید.

شاید به همین علت جهت عامه مردم اینکه حکومت اقلیم بخواهد مرزی به مرزها بیفزاید قابل دفاع نبود…

این حرف را قبول دارم ولی می گویم مرز را از ما بگیرند، ولی حقوق مان را مطابق قانون بدهند. در عراق تا پرسشها حل نشوند هر لحظه ناآرامی خواهد بود و فضا جهت رشد تروریسم فراهم می شود. آیا داعش به وجود آمد. داعش امروز به لحاظ نظامی شکست خورده ولی تبدیل به ایدئولوژی شد و اگر شرایط به وجود آورنده آن برطرف نشود، مسلماً به نحو دیگری به وجود خواهد آمد.

به هر حال روند به نحوی پیش رفت که اربیل و بغداد به مذاکره روی آورند. آیا این مذاکرات الزاماً به میانجی نیاز دارد؟

بله نیاز هست، لیکن اعتماد میان دو طرف از بین رفته هست. بنابراین هم به میانجی و هم به گارانتی نیاز هست.

به نظر می رسد چند کشور نسبت به ایفای نقش میانجیگری ابراز میل به کرده اند، جز ایران، عربستان مواضعی را مطرح کرده هست. روسیه از پادرمیانی جهت انتقال نفت سخن گفته… هر کدام از این کشورها ممکن است چه نقشی داشته باشند؟

من در اینجا نظر شخصی خودم را می گویم. شاید به لحاظ شکلی میانجیگری شرکت ملل بهتر از دیگر گزینه ها باشد لیکن شورای امنیت شرکت ملل نمایندگی همه کشورها را برعهده دارد، ولی نظر شخصی این است که عالی ترین میانجیگری، میانجیگری همسایه است لیکن ما جغرافیای مشترکی داریم و اگر فردا هر تحکم و تسلطی خارج از چارچوب منافع کشورهای همسایه به وجود بیاید، مسئله آفرین می شود. همچنین در طول تاریخ کشورهای همسایه بویژه کشور عزیزمان ایران در شرایط سخت ما را پناه داده اند.

پس بهتر است در این میانجیگری حضور داشته باشد. تا این لحظه در میان این کشورها، من صداقت را در موضع و مشورت های کشور عزیزمان ایران دیده ام. تا آنجا که می دانم حکومت اقلیم کردستان از شرکت ملل و کشورهای دوست درخواست کرده که بیایند میانجیگری کنند. اینجا دیگر بستگی دارد که کدام کشور نزدیک تر است و کدام کشور می تواند صادق تر باشد. اگر میانجیگری با نشانه منافع اقتصادی کشورها باشد مسلماً بی نتیجه خواهد بود. چنانکه ترکیه به علت منافع اقتصادی اش موضع های مختلفی راجع به مسأله اقلیم و خرید نفت اعلام کرد. اشتراک اقتصادی کشور عزیزمان ایران و اقلیم کردستان ولی محدود به بازارچه مرزی است و این بی طرفی بیشتری ایجاد می کند.

در روزهای گذشته خبری از دیدار یک هیأت کردی با آیت الله سیستانی منتشر شد. نقش ایشان در کمک به حل این مسأله را چگونه ارزیابی می کنید؟

آیت الله سیستانی مرجعیت دینی نیرومند است که ما کردها جهت ایشان احترام قائل هستیم. خبر آیت الله سیستانی هنگامی که صادر شد بلافاصله از سوی رهبری اقلیم کردستان استقبال شد و گفتند که ما آمادگی داریم در چارچوب خبر ایشان وارد مذاکره شویم، ولی گروهی که به دفتر ایشان رفتند از طرف اتحادیه میهنی کردستان بودند. آنها از آن دیدار هم راضی بودند و هم خوشحال. این یک کار حزبی بود ولی حکومت اقلیم رسماً اعلام کرد که هم از خبر آقای عبادی استقبال می کند و هم از خبر آیت الله سیستانی.

انتخاب پارلمانی اقلیم کردستان که قرار بود ۱۰ آبان برگزار شود به تعویق افتاده. احتمال می دهید که چه تاریخی جهت برگزاری این انتخابات مشخص شود؟

فعلاً بحث و جدل هست. بین ۶ ماه، یک سال و دو سال آینده مطرح می شود. بعضی ها در شورای کنونی که می خواهند حکمرانی ارزش ادامه پیدا کند می گویند انتخابات دو سال دیگر برگزار شود. در صورتی که اگر انتخابات پارلمان برگزار شود به نظر من جغرافیای سیاسی اقلیم کردستان عوض کردن می کند.

این عوض کردن به کدام سمت خواهد بود؟

امروز در صحنه می شود چند جهت تعریف کنیم که مشمول بر حرکت عوض کردن (گوران)، جماعت اسلامی و ائتلاف جهت دموکراسی و عدالت پروری به رهبری دکتر برهم صالح هست. گروه های دیگری هم هستند که می خواهند ائتلاف های جدیدی را تشکیل بدهند و پیشنهاد داده اند که یک حکومت انتقالی و موقت جهت حل بحران های جاری تشکیل بدهند. حالا اینکه شرح این حکومت انتقالی پیشنهادی چیست من چندان در جریان نیستم، ولی به هر حال لازمه این است که هر چه سریعتر انتخابات پارلمانی و حکومت مردمی و دموکراتیک تشکیل شود و در چارچوب قانون اساسی عراق حقوق ملت کرد تحقق یابد.

یعنی نهایت خواسته های اقلیم در مذاکره با بغداد اجرای بدون تنازل قانون اساسی موجود است؟

بله، لیکن اگر قانون تمام و کمال اجرا می شد به مسئله نمی خوردیم. ما پرسشها زیادی در این باره با بغداد داشتیم مانند پروژه قانون نفت که آماده شد و مورد توافق همه قرار گرفت. ولی قرار بود پارلمان تصویب کند ولی در کشوی میز مدیر پارلمان باقی مانده هست. حکومت اقلیم هم یکطرفه آن را اجرا کرد. همچنین اوضاع نیروهای پیشمرگ از نظر دفاعی یا انتظامی بودن باید مشخص شود. همچنین پرسشها مربوط به بودجه، تنظیم روابط دیپلماتیک اربیل و بغداد باید مورد مذاکره قرار بگیرند و اجرایی شوند. همچنین در مورد مناطق اختلافی ماده ۱۴۰ قرار بود که جهت پیوستن ارزش به اقلیم رفراندوم برگزار شود که نشد و اقلیم هم یکطرفه آن ماده را اجرا کرد.

روابط آتی تان با کشور عزیزمان ایران را بعد از حل مسأله چگونه آینده نگری می کنید؟

به قول آقای طالبانی نمی شود جغرافیا را عوض کردن داد و به همین علت ما هر لحظه به رابطه و دوستی با کشور عزیزمان ایران نیازمندیم.

واژه های کلیدی: ایران | بغداد | ایرانی | سلیمانی | کردستان | قاسم سلیمانی | سردار سلیمانی | مسعود بارزانی | سردار قاسم سلیمانی


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs